على اكبر سعيدى سيرجانى

مقدمه 28

وقايع اتفاقيه ( مجموعه گزارشهاى خفيه نويسان انگليس در ولايات جنوبى ايران از سال 1291 تا 1322 قمرى ) ( فارسى )

اگرچه تاريخ را براى عبرت نگرفتن نوشته‌اند و مرد خردمند هنرپيشه را به فرض عمر دوباره از اشتباه دوباره ظاهرا گريزى نيست ، با اين همه تكرار خطاها ضعف و شدتى دارد و عواقب و آثارشان نيز هم . مصائبى كه در سالهاى اخير ، كار ملت را به انقلاب كشاند ، غالبا محصول بىخبريها و نادانيها بود . هر ملت كهنسال هفت‌جوشى ، در عين آشفتگيها و تناقضات سنتى و اجتماعى و اخلاقيش ، اصول و مشتركاتى دارد به ظاهر ناپيدا كه پاى جهالت و لجبازى بر آنها نهادن حاصلش انفجار است ، و حفظ و رعايتش پاسدار و ضامن سلامت و امنيت . دقيقا شبيه مينهايى كه در مرز جبهه‌ها و سينه مرزها نهفته‌اند . جوان از كودكى به فرنگ رفته و فرنگى شدهء ناآشنا به زبان دل مردم و خصوصيات سنتى و اخلاقى ملت را از پاى پله‌كان هواپيما بر صندلى وكالت و وزارت نشاندن و با تحكم و سرنيزه مردم را به اطاعت احكام نامطبوع و نامقبولش واداشتن ، حاصلش رقص مرگ است با چشم بسته در مزرعهء مينها و تكرار داستان يكى بر سر شاخ و بن مىبريد . حال - و از آن مهمتر - مجالى نيست تا در اين مقوله به تفصيل و تشريح پرداخته آيد ، به عنوان نمونهء عبرت‌آموز به نكتهء جزيى ظريفى اشارتى مىرود به اختصار و بس . در شيرازى كه ، به روايت گزارشگران همين كتاب ، رهگذر نامسئولى مرد جوانى را بجرم هم سخنى با زن در چادر پيچيده‌اى به رسوايى و مرگ مىكشاند و حاكمش طبقهء نسوان را از حضور در مجالس تعزيه محروم مىكند به احتمال اينكه در ايام سوگوارى حضور زنان در زيارتگاه مقدس شهر مايه‌بخش انحراف مردان شود . و افكار عمومى مردم هيچ عكس العمل مخالفى نشان نمىدهد ، در چونين ديارى با چنان تعصب و سنتهاى ريشه‌دارى انبوهى از اجله مكشوفگان دنيا را با بوق و كرنا گردآوردن و مقارن لحظات افطار ماه رمضان بنام هنر وقيح‌ترين مناظر ناخوشايند شهوات جنسى را به نمايش خاص و عام گذاشتن ، محصول جهالت ابلهانه بىخبرانى است كه خيابان زند شيراز را با فولى برژه پاريس عوضى گرفته‌اند و تودهء معتقد مردم را با لختيهاى جزيره هوار . و عاقبتش همان كه ديديد و شنيديد و بعد از اين خواهيد ديد و شنيد . خدا كند زمامداران آينده ما ، با تعمق درين گزارشها و اسناد همانند اينها ، با خلقيات اين ملت آشنا شوند و با كشف و درك اعتقادات عمومى و دلبستگيهاى ملى و درجات تحمل‌پذيرى و سوابق تساهل و كم آزارى و نمونه‌هاى ترحم و انتقام‌جويى و مراتب گذشت و فداكارى و روح اعتدال‌پسند و آرامش‌طلب ايرانى ، در خدمت بدين مردم و بدين سرزمين موفق باشند .